کابوس کبوتر - طرح «آشتی ملی» بمنظور «برون رفت از بحران کنونی» با اقتباس از خطبه های نماز جمعه پس از انتخاباتِ هاشمی رفسنجانی ، از سوی برخی اصولگرایان معتدل مطرح شد که پیش از هرگونه واکنش از سوی معترضان به نتیجه انتخابات ، دست رد تندرویان در راس قدرت را به سینه طراحان این راهکار زد.
نکته برجسته ای که درمیان اظهارنظرهای متناقض و متفاوت در مورد «طرح وحدت ملی» نمود یافته، وجود شکاف و چند دستگی عمیق در میان اصولگرایان است که بررسی ریشه و دلایل آن در این بحث نمی گنجد.
از واکنش های تندی که نسبت به این طرح ابراز شد میتوان اتهام «ادامه کودتای مخملی نافرجام» از سوی شریعتمداری به این طراحان که عمدتا از چهره های برجسته اصولگرایان هستند، اشاره کرد. برخی بر این باورند که این موضع گیری شریعتمداری در واقع میتواند بیانگر نگاه رهبر به این مسئله باشد.
در حالیکه رفتن بسوی آرامش و «وحدت ملی» یکی از نکات سخنان آیت الله خامنه ای به شمار میرود مدعیان ولایت مداری نه تنها برای اجابت این امر قدمی برنداشته اند بلکه راهکار وحدت ملی را مورد انتقاد قرار داده و در مواضعی تندتر خواستار محاکمه موسوی و کروبی شدند و به دشمن تراشی از پیکره نظام پرداختند.در این راستا میتوان به گفته حميد رسايی نماينده اصولگرای تهران اشاره کرد که وحدت با دشمن را غیر ممکن دانست و حتی هاشمی رفسنجانی را نیز که اینروزها بیشتر در لباس محافظه کاری ایفای نقش میکند ، به باد انتقاد گرفت. به اعتقاد وی ،هاشمی رفسنجانی زمانی که بايد سکوت می کرد حرف زد و نامه نوشت و زمانی که بايد حرف می زد، سکوت کرد.
اما میتوان بعنوان خصمانه ترین موضع در برابر این طرح به موضع صریح و منتقدانه روح الله حسینیان ، نماینده مردم تهران اشاره کرد. حسینیان با باطل شمردن طرح وحدت ملی اظهار داشت:«خوارج نيز "لا حكم الا لله" سر مي دادند كه امام علي(ع) فرمودند اين حكم حقي است كه از آن باطل برداشت مي كنند و امروز نيز كساني طرح وحدت ملي را مطرح مي كنند كه متأسفانه وحدت كشور را به هم زدند.»
وی در برابر اظهار عقیده آیت الله مهدوي کني که موضوع صلح امام حسن (ع) را براي برون رفت کشور از وضعيت فعلي مطرح کرد گفت:«صلح امام حسن(ع) به نفع امام حسن (ع) تمام نشد.» حال در میان هجمه زیادی از اظهارنظرها در این باره، کسی تا کنون در مقام پرسش از حسینیان برنیامده که آیا این گفته مصداق همان توهین به مقدسات نیست که معصومیت و اشتباه ناپذیر بودن امام دوم شیعیان را به زیر سئوال برده است ؟!
بهرحال مدعیان فصل الخظاب بودن رهبری از این مرز عبور کردند که خود میتواند قابل تامل باشد. یک احتمال اینکه طرح وحدت ملی که البته هنوز جزییات آن مشخص نشده و به عبارتی مجهول است، از همان قدم نخست مورد تایید رهبری قرار نگرفته و در واقع نظر ایشان از وحدت و آرامش همان «تمکین ملی» بوده است که برخی به درستی این اصطلاح را بکار برده اند.
این احتمال از آنجا قوت می یابد که اخیرا حداد عادل، مشاور عالی رهبر اظهار داشت:« اساسا طرحی به عنوان آشتی ملی وجود خارجی نداشته و این طرح نمی خواست کسی را مقصر معرفی کند یا سعی نماید که هر کدام از طرفین را متقاعد نماید که اندکی از مواضع خود کوتاه بیایند بلکه بر روی این مطلب تاکید داشت که تخلفات از طریق مراجع قانونی پیگیری شود و در نهایت هدف آن تشویق برای رعایت قانون در جامعه و تمکین به رای مردم بود.»
حدادعادل ،با کشیدن خط بطلان بر عناوین «وحدت» و «آشتی» اعلام کرد: «طی دو ماه گذشته دوبار با آقای هاشمی دیدار صورت گرفت و دیدگاههای خود را مطرح نمودند و ایشان نیز مطالب مثبتی را ارائه کردند و در کل این ملاقات ها نتایج مثتبی در پی داشت.»
و اما در این میان در حالیکه هنوز این بحث بین اصولگرایان دست به دست می چرخد و عقاید متفاوت و زیادی را برانگیخته هنوز واکنشی از سوی اصلاح طلبان را سبب نشده و از همه اینها مهمتر هنوز مورد قضاوت مردم قرار نگرفته است. تنها موسوی در مصاحبه ویدیویی که از ایشان منتشر شد در یک کلام تحقق آشتی ملی را منوط به پذیرش بحران و نظراکثریت مردم در سرنوشت کشور بجای منحرف و اغتشاشگر نامیدن آنها، دانست. وی اضافه کرد :«اگر پایبند باشیم به این اصل که همه ما باید به حاکمیت قانون اساسی برگردیم و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را به رسمیت بشناسیم، آن موقع است که راه حلی ساده برای برون رفت از مشکل پیدا میکنیم.»
برخی نکات برجسته مصاحبه عبارتند از:وحدت ملی سرمایه ایست که با وجود مسایل پیش آمده پس از انتخابات باید ...حفظ گردد./ ایده راه سبز امید براساس ایده وحدت ملی شکل گرفته است./امام خمینی در ماجرای مک فارلین خطاب به سران نظام: هیچ موقع کاری نکنید که به مردم نتوانید توضیح بدهید./باتوجه به ضعف رسانه های موجود ایران و اینکه آنها علیه راه سبز امید فعالیت میکنند، مردم باید با توجه به جهت و جناح آنها نسبت به ایشان هشیار باشند./حتی کسی که گوشه خانه خود برای موفقیت این راه دعا میکند، از دید ما جزو این شبکه محسوب میشود./در حقیقت امروز مبارزه تبدیل به زندگی شده، زندگی ای که توقف پذیر نیست. و به همین دلیل این حرکت آسیب ناپذیر است./این “زندگی” در یک فضای گفتگوی همگانی تصحیح میشود و پیش میرود. از این نظر مسأله رسانه اهمیت فوق العاده ای دارد، و با توجه به اینکه ما دسترسی عادی به سرانه ها نداریم، توصیه میکنم به رسانه های مجازی توجه بیشتر بشود./تا هنگامی که وجود بحران در کشور نفی شود، اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده شوند، به حساب نیایند و منحرف نامیده شوند، تا موقعی که حق مردم برای تعیین سرنوشتشان مورد قبول واقع نشود، راه حل جامعی برای مشکل موجود پیدا نخواهد شد./اگر پایبند باشیم به این اصل که همه ما باید به حاکمیت قانون اساسی برگردیم و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را به رسمیت بشناسیم، آن موقع است که راه حلی ساده برای برون رفت از مشکل پیدا میکنیم
این سایتها با درج خبری مبنی بر اینکه "بخش قابل توجهی" از امضاهای این نامه "جعلی" بوده است، سعی در زیر سئوال بردن صداقت اصلاح طلبان دارند چرا که بهانه ای برای خدشه دار کردن این افراد و نامه منسوب به ایشان ، تحت عناوین ضد انقلاب و ضد نظام را ندارند.
واقعیت این است که بازتاب گسترده این نامه و پاسخ مراجع عظام به آن، حاکمان را برآن داشت تا دست به چنین اقدامی بزنند.
**********
من به عنوان یکی از امضا کنندگان این نامه ضمن تایید امضای خود بر واقعیت این نامه انتقادی تاکید میکنم.
سمانه موسوی
پی نوشت : تا کنون پانزده تن از امضا کننده ها در ایران احضار شده اند که بدنبال تهدیدات و فشارها از سوی نیروهای امنیتی چهار تن ازایشان مجبور به تکذیب امضای خود شده اند.
خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می بخشد ...
«اوستا - مهریَشت»
مهرگان ، واژه مهر پیمان و دوستی معنی میدهد . در ایران باستان ، جشن مهرگان پس از نوروز دارای اهمیت ویژهای بود . دلیل آن این است كه هر دو آغاز فصلهای سال را نوید میدادند .نوروز آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان را به هر ماه میآوردند زیرا در آن زمان سال به دو فصل تقسیم شده بود . فصل اول ، تابستان بود كه از جشن نوروز شروع میشد و هفت ماه ادامه داشت . جشن مهرگان كه از روز مهر شروع میشد تا شش روز پس از آن ادامه مییافت و جشن شادی بر پا میشد . انگیزهای كه به پیدایش جشن مهرگان در تاریخ ایران نسبت میدهند پیروزی ایرانیان بر ضحاك ستمگر ، به رهبری كاوه آهنگر است كه او را در بند آوردند و فریدون را به عنوان رهبر خود برگزیدند . این جشن در روز 10 مهر ، روزی كه نام روز و ماه یكی بود جشن گرفته میشد و مانند نوروز سه جنبه نجومی ( طبیعی ) ، تاریخی و دینی داشت .از نظر نجومی ، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاییزی جشن گرفته میشد . ( اعتدال پاییزی اول مهر صورت میگیرد ) . و جشن برداشت محصولات كشاورزی است . از نظر تاریخی ، در این روز نیروی داد و راستی به سركردگی كاوه آهنگر بر ارتش دروغ و ستمگری آژی دهاك ( ضحاك) پیروز شد و فریدون به شاهی رسید . مبارزه راستی و دروغ ، داد و ستم در ایران ریشه دینی دارد و همه جشنهای ملی هم به گونهای این مبارزه و پیروزی نهایی حق بر نا حق را نشان میدهد . ولی ، در تاریخ مهرگان این جنبه درخشندگی ویژه را دارد . از نظر دینی ، در فرهنگ ایرانی مهر یا میترا به معنای فروغ خورشید و مهر و دوستی است . همچنین مهر نگهبان پیمان و هشدار دهنده به پیمان شكنان است .هم اكنون زرتشتیان در روز مهر از ماه مهر به آتشكده و نیایشگاه میروند . با تهیه خوراكهای سنتی از یكدیگر پذیرایی میكنند و با نیایش و برنامههای فرهنگی مانند سخنرانیهای ملی و آیینی سرود ، شعر و دكلمه جشن مهرگان را با شادی بر پا میدارند .
گزیداری از :دیدی نو از دینی كهن و از نوروز تا نوروز
چگونگی برپایی جشن مهرگان در گذشته با نگاهی با آثار بجا مانده از بزرگان و دانشمندان و مورخانی چون فردوسی، بیرونی، اسدی توسی، کتزیاس، دوریس، استرابون، و همچنین آثار شاعرانی چون رودکی، فرخی، منوچهری دامغانی، ناصرخسرو، سعد سلمان و ... می توان به راحتی شیوه ی برگزاری جشن مهرگان در دوران پیشین را دریافت. «کتزیاس»(Katesias) یونانی، پزشک ویژه ی اردشیر دوم هخامنشی می نویسد : «... پادشاهان هخامنشی به هیچ گونه نباید مست شوند، مگر در روز جشن مهرگان که لباس های ارغوانی گرانبهایی می پوشند و همراه با مردم و دسته های نوازندگان و خنیاگران در باده پیمایی همگانی شرکت می جویند ...» این تنها روز در ایران هخامنشی بوده که مردم می توانستند در حضور پادشاهان به صورت همگانی باده گساری کنند. تاریخ نگار دیگری به نام «دوریس»(Duris) می نویسد : «... پادشاهان در این جشن پایکوبی و دست افشانی می کردند ...» بنا به گفته ی «استرابون»(Strabon) خشتره پاون (ساتراپ) ارمنستان، در جشن مهرگان بیست هزار کره اسب به رسم پیشکشی به دربار شاهنشاه هخامنشی گسیل می داشت. اردشیر پاپکان (بابکان) و خسرو انوشیروان در این روز تن پوش نو به مردم می بخشیدند. در این روز موبد موبدان خوانچه ای که در آن لیمو، شکر، نیلوفر، سیب، به، انار، و یک خوشه ی انگور سفید و هفت دانه مورد گذاشته بود، واج گویان (زمزمه کنان) نزد شاه می آورد. هفت مورد و هفت چیز دیگر که در خوانچه می گذاشتند، همان هفت چین بود که جز تشریفات جشن نوروز و مهرگان به حساب می آید. ابوریحان بیرونی می گوید : «... گویند مهر، نام خورشید است و در چنین روزی پدیدار گشته، از این رو، نام مهرگان را به او نسبت داده اند. پادشاهان در این روز تاجی به شکل خورشید که در آن دایره ای مانند چرخ چسبیده بود بر سر می گذاشتند و می گویند که در این روز فریدون بر بیوراسپ (ضحاک ماردوش) دست یافت. چون در چنین روزی فرشتگان از آسمان به یاری فریدون پایین آمدند، لذا در جشن مهرگان به یاد آن روز، در سرای پادشاهان، مردی دلیر می گماشتند و بامدادان به آواز بلند ندا می داد، ای فرشتگان به سوی دنیا بشتابید و جهان را از گزند اهریمنان برهانید.» خلف تبریزی نیز بخشی از مراسم جشن مهرگان را چنین توصیف می کند : «... و گویند که اردشیر بابکان تاجی که بر آن صورت آفتاب نقش کرده بودند در این روز بر سر نهاد و بعد از او پادشاهان عجم نیز در این روز همچنان تاجی بر سر اولاد خود نهادندی و روغن «بان» که آن درختی است و میوه ی آن را «حسب البان» گویند به جهت یُمن و تبرک بر بدن مالیدندی و اول کسی که در این روز نزدیک پادشاهان عجم آمدی موبد موبدان و دانشمندان بودی و هفت خوان از میوه همچو ترنج و سیب و بی و انار و عناب و انگور سفید و کُنار با خود آوردندی، چه عقیده ی فارسیان آن است که در این روز از هر هفت میوه ی مذکور بخورند و روغن بان بر بدن بمالند و گلاب بیاشامند و بر خود و دوستان خود بپاشند ...» «کومون»(Cumont) خاورشناس و دانشمند بلژیکی در کتاب گرانبهای خود به نام «آیین میترا» چنین می گوید : «.. بدون تردید، جشن مهرگان که در کشورهای روم باستان، روز پیدایش خورشید نامیده می شد و آن را «سل ناتالیس این وکتی»(Sol Natalis Invecti) یعنی «روز زایش خورشید شکست ناپذیر»می گفتند که به بیست و پنجم ماه دسامبر کشیده شد و شماری زیاد از عیسویان پیش از عیسی مسیح به آیین مهرپرستی گرویدند و پس از گسترش دین مسیح در اروپا، روز زایشمسیح قرار داده شد. چون عیسویان نمی خواستند این روز را جشن بگیرند به نام زاده شدن عیسی جشن گرفتند.» در واقع باید گفت که کریسمس عیسویان بر پایه ی مهر روز ایرانیان باستان است. دکتر «ذبیح الله صفا» در مجله ی مهر، شماره ی ده، سال نخست چنین می نویسد : «در روزهای مهرگان و نوروز، پارسیان، مُشک و عنبر و عود هندی به یکدیگر می دادند و توده های مردم هر کدام به فراخور حال و توانایی و کار خود برای پادشاه پیشکش می آوردند و رسم و آیین و آداب جشن مهرگان همانند بزرگواری روز نخست نوروز بوده است.» به روایتی نیز تاجگذاری اردشیر پاپکان، مقارن با جشن مهرگان بود. ابومسلم خراسانی، برمکیان و دولت مردان آن زمان عباسیان، در گرفتن جشن مهرگان پافشاری داشتند. در کتاب «تلمود»، از کتاب های مقدس یهود هم از جشن مهرگان سخن رفته است و این نشان می دهد که این جشن در بسیاری از مناطق دنیای باستان برگزار می شده است. واژگان «مهرجان»(مهرجانات) و «نیروز» که معرب شده ی مهرگان و نوروز است و اکنون نیز در بسیاری از کشورهای عرب زبان حاشیه ی خلیج فارس و برخی از کشورهای شمال آفریقا به مفهوم جشنواره (فستیوال)، کاربرد دارد و وارد زبان و قلمرو فرهنگی کشورهای مسلمان و عرب زبان گردیده است نیز، نشانه ی دیگری است بر فر و شکوه این دو جشن باستانی
چگونگی برگزاری کنونی جشن مهرگان امروزه هم میهنانمان چند روز مانده به پاییز با خانه تکانی به پیشباز پاییز و مهرگان می روند، در روز مهر از ماه مهر جلوی در خانه ها را آب پاشی و جارو کرده و پس از آن با رفتن به نیایشگاه ها و گردهم آمدن با تهیه ی خوراک های سنتی از یکدیگر پذیرایی می کنند و با سخنرانی ، خواندن سرود و شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی برپا می کنند. در برخی روستاهای کشور، جشن مهرگان همراه با اجرای موسیقی سنتی همراه است بدین گونه که در روز پنجم پس از مهرگان، گروهی از اهالی روستا که بیشتر آنان را جوانان تشکیل می دهند در تالار مرکزی یا نیایشگاه مرکزی روستا یا سرچشمه و قنات، گرد هم می آیند و «گروه ساز» را تشکیل می دهند، هنرمندان روستایی نیز با سُرنا و دف گروه را همراهی می کنند، آن ها با هم حرکت کرده و از یک سوی ِروستا و از نخستین خانه مراسم بازدید از اهالی روستا را آغاز می کنند و با شادی وارد خانه ها می شوند؛ کدبانوی هر خانه مانند همه ی جشن های ایرانی نخست آینه وگلاب می آورد و اندکی گلاب در دست افراد ریخته و آینه را در برابر چهره ی آن ها نگه می دارد و سپس «لــُرَک» را که فراهم نموده میان همه ی گروه پخش می کند، این آجیل مخصوص، مخلوطی است از تخم کدو، آفتابگردان، و نخودچی کشمش که همراه با شربت و چای پذیرایی می شود।آنگاه یکی از افراد گروه ِساز که صدایی رسا دارد نام های کسانی را که پیش از این در این خانه سکونت داشته و درگذشته اند باز می گوید و برای همه ی آن ها آمرزش و شادی روان آرزو می کند.پس از آن بشقابی از لرک از این خانه دریافت می کنند و در دستمال بزرگی که بر کمر بسته اند می ریزند و از خانه بیرون می آیند و به خانه پسین می روند. چنان که در خانه ای بسته باشد برای لحظه ای بیرون خانه می ایستند و با بیان نام های درگذشتگان آن خانه، بر روان و فروهر آن ها درود می فرستند.برخی از خانواده ها نیز پول و میوه برای استفاده در جشن مهرگان به گروه می دهند و برخی دیگر نیز نوعی نان مخصوص به نام «لورگ» درست می کنند و گوشت های بریان شده که به قطعات کوچکی تقسیم شده است همراه با سبزی داخل آن قرار داده به گروه می دهند. پس از پایان مراسم در نیایشگاه، موبد یا کدخدا، آجیل، میوه و نان و گوشت و سبزی گردآوری شده را در میان شرکت کنندگان پخش می کند.مردم تا آنجا که امکان دارد با لباس های ارغوانی یا سرخ گرد هم آمده و به پایکوبی و شادی می پردازند و هر یک چند نبشته ی شادباش (کارت تبریک) برای هدیه به همراه دارند.
سفره ی مهرگان
خوان یا سفره ی مهرگانی نیز همچون سفره ی هفت سین نوروز و دیگر سفره های جشن های ایرانی، هفت چینی از میوه ها و خوراکی هاست همراه با شاخه هایی از درختان «سرو»، «مورد» و «گز» و شربتی از عصاره ی «هوم»(هَئومَه) که با شیر رقیق شده و نان مخصوص «لورگ» که روی پارچه ای ارغوانی گرد ِیک آتش دان چیده می شوند. هفت میوه همچون سیب، انار، ترنج، سنجد، بی (به)، انگور سفید، انجیر، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرمالو و ...آجیل ویژه ای از هفت خشکبار از جمله مغز گردو، پسته، مغز فندق، بادام، تخمه، توت خشک، انجیر خشک، نخودچی و ...آش هفت غله از گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن
کاسه ای پر از آب و گلاب و سکه و برگ آویشن همراه با گل های بنفشه و نازبو (ریحان)، آیینه، سرمه دان، شیرینی و بوی های خوش همچون اسفند و عود و کُندر.
موسیقی مهرگان خلف تبریزی در «برهان قاطع» برای یکی از مقام ها و لحن های موسیقی سنتی ایران نام «موسیقی مهرگانی» را آورده است، که گمان می رود در دوران گذشته در جشن مهرگان موسیقی ویژه ای نواخته می شده که اکنون از آن آگاهی نداریم. همچنین در میان دوازده مقام نامبرده شده در کتاب «موسیقی کبیر» ابونصر فارابی، مقام یازدهم با نام مهرگان ثبت شده است و نیز نظامی گنجوی در منظومه ی «خسرو و شیرین» نام بیست و یکمین لحن از سی لحن نامبردار شده را «مهرگانی» نوشته است
بسم الله الرحمن الرحيم ( انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب ) حضور محترم برادران و خواهران عزيز، روشنفكران و نخبگان محترم پس از سلام و تحيت ; در رابطه با نامه ارسالى مورخ 88/6/1 آن عزيزان ، ضمن قدردانى و ارج نهادن به ايثارگرى و شهامت و پايدارى شما و ملت بزرگوار و عزيز ايران ، معروض مىدارم كه اينجانب بارها تذكرات و پيشنهادهايى را براى بيرون رفتن از اين بحران ويرانگر ارائه نموده ام ، ولى ظاهرا حضرات براى رسيدن به مقاصد دنيوى خويش چنان چشم و گوش و دل بر حقايق بسته اند كه نه مىبينند و نه مىشنوند، ولى از آنجا كه هنوز مبارزات با رژيم گذشته در اذهان بسيارى از افراد زنده است و در ميان سردمداران حكومتى بعضا كسانى هستند كه خود طعم شكنجه و زندان و... را چشيده اند. اينجانب هنوز نا اميد نيستم و اميدوارم تا كاملا دير نشده مسئولين امر به خود آيند و بيش از اين وجهه نظام جمهورى اسلامى را در بين توده هاى زجر كشيده و سيلى خورده ايران و در سطح جهانى خدشه دار نكنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند. دين اسلام ، دين كامل الهى است و در آن آزادى عقيده و بيان چنان روشن و واضح است كه قرآن كريم در مورد اصل پذيرش دين مىفرمايد: ( لا اكراه فى الدين ) يعنى زور و اجبارى در پذيرش دين نيست ; و بايد پذيرفتن اصول دين با استدلال و برهان باشد. و سيره و روش رسول خدا(ص ) و ائمه معصومين (ع ) نيز اين گونه بوده كه مردم در كمال آزادى و بدون لكنت زبان و بدون هيچگونه ترس و واهمه اى درباره مسائل انتقاد و اظهارنظر نمايند. بزرگترين ستم و ظلم به اسلام عزيز رفتار مستبدانه با مردم تحت عنوان حكومت دينى و اسلامى است . اميدوارم مسئولين امر از اين راه انحرافى كه در پيش گرفته اند دست برداشته و حقوق از دست رفته مردم را استيفا نمايند، خسارات را جبران نموده و بى گناهان را بيش از اين در زندان نگه ندارند، و با پايان دادن به سناريوهاى نمايشى دادگاهها و پخش اعترافات آنچنانى بيش از اين قضاء اسلامى را مسخره نكنند; و يا لااقل شجاعت اين را داشته باشند كه اعلام كنند اين حكومت نه جمهورى است و نه اسلامى و هيچ كس هم حق اعتراض و اظهارنظر و انتقاد ندارد. اميدوارم خداوند كريم در اين ماه مبارك رمضان همه ما را از كجروى ها باز داشته و مشمول هدايت هاى مستمر خويش قرار دهد. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته . 4 شهريور ماه 1388 قم المقدسة - حسينعلى منتظرى
صدها چهره سیاسی، فعال مدنی و روزنامهنگار با ارسال نامهای برای مراجع تقلید و آقایان هاشمی، خاتمی، موسوی و کروبی، از آنها خواستند در برابر کودتاچیان مقاومت کنند و به اقدامات عملی رو بیاورند. متن کامل این نامه چنین است: إنا لله وإنا إلیه راجعون خدمت مراجع عظام تقلید در قمو آقایان هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در روزهایی که مردم شریف و دلیر ایران برای اعادهی حقوق حقه خویش با رساترین نداها و نجیبانهترین رفتارها به خیزش برخاستهاند، در کمال تاسف و شرمساری شاهد آن هستیم که برخی نشستگان بر مسند قدرت نظام برآمده از انقلاب آزادیخواهانهی همین مردم در سال 1357، با تمام قوا و توان به مقابله با ملت شهیدپرور ایران برخاستهاند. آنچه در 60 روز گذشته بر سر این ملت رفته، یورش به خوابگاههای دانشجویی و خانههای مردم، خونهای پاک ریخته شده در خیابانها، جنایتهای رخداده در بازداشتگاههایی چون کهریزک و بازداشت گسترده فعالان خوشنام سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و جمع کثیری از شهروندان ایران زمین بیتردید بخشی از سیاهترین برگهای تاریخ کشور ماست و به همین سبب مردم ایران از مراجع دینی و نخبگان سیاسی خود به حق انتظار دارند تا تمام توان خود را برای خدمتی تاریخی به کشور به کار ببندند و همچنان که در طول تاریخ پشتیبان ملت بودهاند، این بار نیز رسالت خویش را به انجام رسانند. خوشبختیم که این انتظار بیمناسبت نبوده و در این هفتهها مراجع عظام تقلید و شخصیتهای سیاسی تاثیرگذار کشور، با سخنان و بیانیههایی درخور توجه نشان دادهاند که همراه و همگام با مردم شریف خود هستند و تن به خواستههای نامشروع بخش تمامیتخواه حاکمیت نمیدهند. آقایان؛ اما این کافی نیست! آنچنان که شاهد هستید، کودتاگران علیه جمهوریت نظام نهتنها با وجود مقاومت تحسینآمیز ملت ایران از ادامه این مسیر ویرانگر دست نکشیدهاند که هر روز بیش از گذشته خط و نشان میکشند و بازیها و نمایشهای تازهای را برای مایوس ساختن مردم بهراه میاندازند تا از این ره به خواست بنیادین خود دست یابند. ما نگرانیم که اگر این مسیر پیموده شود، آنگاه نه تاکی باقی بماند و نه تاکنشانی که مراجع عظام تقلید و نخبگان سیاسی کشور بر آن تکیه زنند. این روزها نیز میبینیم، به جای محاکمه کسانی که علیه جمهوریت نظام و رای مردم دست به کودتا زدند و در پی ایستادگی ملت از خونریزی ابایی نداشتند، چهرههای شناخته شده، دلسوز و معتقد سیسال گذشتهی کشور را به همراه دیگر شهروندانی که گناهی جز پاسداری از جمهوریت نظام، قانون اساسی و رای خود ندارند، به دادگاهی نمایشی کشانده و پس از 50 روز بازداشت در شرایطی ویژه به اعتراف علیه خود، دوستان، شخصیتهای ملی و جنبش سبز مردم وادار کردهاند. ما نیز چون شهروندان دیگر این مرز و بوم این اعترافات را بیارزش و بیاعتبار و تکرار سناریوهای هرگز پذیرفته نشده پیشین میدانیم که در باور هیچ عقل سلیمی نمیگنجد اما از آن سو بهشدت نگران هستیم که روند برنامهریزی شدهی کنونی از سطح چند روزنامهنگار یا فعال سیاسی و اجتماعی فراتر رفته و آشکارا مقامهای شناخته شده پیشین را هدف قرار میدهد و نشانگر آن است که اگر در همین جا متوقف نشود، دیری نخواهد پایید که دیگر هیچکس از تیررس تمامیتخواهان مصون نخواهد بود و چه بسا در آینده، مراجع تقلید و روسای نهادهای انقلابی و دیگر چهرههای ملی کشور نیز متهم به براندازی نرم و کودتای مخملین شوند! آقایان؛ مدارا با قانونشکنان و کودتاگران علیه قانون اساسی و جمهوری اسلامی ، کافیست! در همین نقطه باید پیشروی اقتدارگرایان متوقف شود تا کشور از ویرانی نجات یابد. در این راه، در غیبت تدبیر عالیه، تنها شما هستید که میتوانید با همدلی و اتحاد و بهره جستن از تمامی امکانها و ابزارها، مردم را تا پیروزی در جنبش سبز هدایت و راهبری و رسالت خویش را در قبال میهن، مردم، انقلاب و اسلام ادا کنید. ما و مردم ایران چشم به راه گذر از نامه و بیانیه و سخنرانی و اقدام عملی تمامی مراجع عظام تقلید و آقایان هاشمیرفسنجانی، محمد خاتمی، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و دیگر چهرهها و شخصیتهای دلسوز کشور هستیم. در تاریخ ایران نمونههای اقدامهای عملی متحد مراجع تقلید و روحانیون و شخصیتهای سیاسی و چهرههای ملی در دسترس است و میتوان به گامهای تاریخی زمان مشروطه یا جنبش ملی شدن صنعت نفت چونان نمونههای موفق و آزمایش شده نگریست. یا باید همین امروز اقدام فرمایید و یا هیچوقت دیگری برای رسالت دین خود نخواهید یافت. امضا کنندگان: آدینهوند احمد، فعال سیاسی آذر شعله، مترجم آذر شکوفه، روزنامهنگار آرمانفر نینا، خبرنگار آشتیانی زهره، خبرنگار آصف فروزان، روزنامهنگار آقازاده مازیار، روزنامهنگار آقایی ساسان، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر آقایی سامناک، روزنامهنگار آقایی مسعود، فعال اجتماعی آییندار جمشید، فعال کمپین یک میلیون امضا ابراهیمزاده فرزانه، روزنامهنگار ابراهیمی زهرا، روزنامهنگار ابراهیمیزاده فرزانه، خبرنگار ابوالمعصومی سارا، خبرنگار احمدیان امین، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت اسحاقی امیر، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت اسدیزیدآبادی حسن، عضو کمیته بازداشتهای خودسرانه و عضو شورای مرکزی سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت اسکندری صادق، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت اسکندریان زویا، فعال جنبش زنان اسلامپور علیمحمد، روزنامهنگار و سردبیر روزنامه نوای وقت کرمانشاه اسلامزاده مرتضی، خبرنگار آزاد اسماعیلبیگی بهرام، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت اسماعیلی رشید، روزنامهنگار و فعال دانشجویی اسماعیلی کوهزاد، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت اعتمادی مهرنوش، آموزشگر و فعال جنبش زنان افشارنیک مهدی، روزنامهنگار اقتنائی امیر، عضو سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت در مشهد اکرمی علی، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران امامی پروین، روزنامهنگار امیرآبادیان نزهت، روزنامهنگار امیرخسروی اروند، کارشناس محیط زیست امیرزاده سعید، خبرنگار امینزاده فاطمه، فعال اجتماعی امینیزاده مهدی، فعال سیاسی و عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم انجمروز علی، دبیر خانه احزاب استان گیلان و سردبیر پیشین هفتهنامه گیلان بهتر انصاری الناز، روزنامهنگار و فعال جنبش زنان انصاریراد رضا، روزنامهنگار انواری امیرهادی، خبرنگار ایاز لیدا، خبرنگار ایرانشاهی حامد، فعال سیاسی ایرانمهر امید، خبرنگار ایکدر سولماز، فعال جنبش زنان و عضو ستاد میرحسین موسوی بابایی سما، خبرنگار باقری داود، روزنامهنگار باکری حسن، فعال دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر براتیان پوریا، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت براهویینوخط بهنام، فعال دانشجویی در زاهدان بورقانی سهام الدین: روزنامه نگار بوذری رحمان، روزنامهنگار بهرامی نجات، فعال سیاسی بهکام نگین، خبرنگار بهمنی آرش، فعال دانشجویی و روزنامهنگار در گیلان پاکنهاد ایمان، روزنامهنگار پیغمبرزاده زینب، عضو کمپین یک میلیون امضا و کمیسیون زنان تحکیم تابش هایده، فعال کمپین یک میلیون امضا تاجدین بهرنگ، روزنامهنگار تخیری نسرین، روزنامهنگار ترکتاز آرزو، خبرنگار توکلی حسین، فعال اجتماعی جاوید امیر، خبرنگار جعفری حمید، روزنامهنگار جمالی علی، فعال سیاسی جوالچی رضا، فعال روزنامهنگار و دبیر انجمن حمایت از حیوانات جواهری، جلوه، فعال حقوق زنان و همسر کاوه مظفری، زندانی سیاسی جهانبین شیدا، فعال حقوق بشر چالاک فرانک، فعال سیاسی حاجسیدجوادی احمدصدر، فعال سیاسی حجتی جلال، فعال سیاسی حسننیا آرش، روزنامهنگار حسینخواه مریم، روزنامهنگار و فعال جنبش زنان حسینی علیرضا، فعال دانشجویی در دانشگاه خواجه نصیر حسینی ملیحه، خبرنگار حیدریان فخرالدین، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت حیدریزاده مقدم، فعال سیاسی خاموشی فرشید، روزنامهنگار خانزادی ابوالحسن، فعال اجتماعی خانزادی شقایق، فعال اجتماعی خردپیر علی، روزنامهنگار خرم امیر، فعال سیاسی خزعلی مهدی، روزنامهنگار و فعال سیاسی خسروانی نازنین، روزنامهنگار خسروی سروش، روزنامهنگار خسروی مازیار، روزنامهنگار خسروی مصطفی، فعال سیاسی خسرویمقدم نسیم، فعال جنبش زنان خلعتبری میترا، روزنامهنگار خیرابی ناهید، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر خیرخواه اکرم، فعال جنبش زنان در آذربایجان دلیری جواد، روزنامهنگار دهقان علی، روزنامهنگار دهقان مصطفی، خبرنگار راد نیما، شاعر راستمنش آذر، روزنامهنگار رجعتی مهسا، فعال اجتماعی رحمانی مریم، عضو کمپین یک میلیون امضا رستگاری ثمینا، روزنامهنگار رشیدی لاله، روزنامهنگار رضائی کاوه، فعال حقوق بشر و فعال دانشجویی رمضانی ارسلان، فعال سیاسی و عضو ستاد ائتلاف مهندس موسوی رمضانیان احسان، فعال سیاسی رمضانییگانه بنفشه، خبرنگار رنجبران علی، روزنامهنگار رنجیپور، روزنامهنگار رهبر محمد، روزنامهنگار زارعکهن نفیسه، روزنامهنگار زارعی افشین، فعال حقوق بشر زاهدیلنگرودی احمد، روزنامهنگار آزاد و مستندساز ساکی پگاه، فعال سابق دانشجویی سالک سجاد، روزنامهنگار سجادی مهدی،فعال دانشجویی سحرخیز مهدی، فرزند روزنامهنگار زندانی عیسی سحرخیز سرابپور سونیتا، خبرنگار سعادت آیدا، فعال جنبش زنان و فعال حقوق بشر سعیدزاده محمود، فعال سیاسی سعیدی شیرین، خبرنگار سلطانین کامبیز، خبرنگار سلمانزاده ابولفضل، عکاس مطبوعاتی سمیعنژاد مجتبی، فعال حقوق بشر و روزنامهنگار سوری پوریا، روزنامهنگار و فعال سابق دانشجویی سیاسیراد علی، فعال سیاسی سیما سلمان، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت شجاعی صادق، فعال حقوق بشر شفیعی حامد، خبرنگار شمس کوروش، روزنامهنگار شمشیری محسن، روزنامهنگار شوراب محمد، فعال دانشجویی و عضو کمپین یک ملیون امضا شوقی مهناز، خبرنگار شیبانی علی، فعال حقوق اجتماعی شیخالاسلام امیر، فعال سیاسی شیخی شهابالدین، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر شیرازی فرشته، عضو کمپین تغییر برای برابری شیرافکن آمنه، فعال حقوق زنان و روزنامهنگار صادقی آرش، روزنامهنگار صادقی محمد، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت صارمیفر مهدی، روزنامهنگار صالحی ادریس، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصیر صحت لیلا، روزنامهنگار آزاد صحرایی سعید، فعال اجتماعی صدرآرا روزبه، روزنامهنگار صدری سمیرا، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت صرافی حسین، خبرنگار صرافی صبا، خبرنگار صفسری بیژن، روزنامهنگار صمدبیگی بهروز، روزنامهنگار ط.جلودارزاده رضا، روزنامهنگار طواف محمدجواد، عضو سابق انجمن اسلامی پلیتکنیک طهرانی فرزانه، خبرنگار ظهیری نسرین، روزنامهنگار عابدی احسان، روزنامهنگار عامری سعید، عکاس عباسی فرید، مترجم عدلی محمد، خبرنگار عزیزی پویا، شاعر و روزنامهنگار عسگری مژگان، خبرنگار عسگریزاده راحله، فعال جنبش زنان عقلمند بهاره، خبرنگار علمداری روزبه، خبرنگار علوی اسماعیل، روزنامهنگار علوی بهاره، فعال حقوق زنان علیاقدم مهدی، روزنامهنگار علیپور فرهمند، خبرنگار علیپور محمدحسن، روزنامهنگار علیجانی ارشاد، خبرنگار غفاریان متین، روزنامهنگار غفوری آرش، روزنامهنگار و رییس دفتر برنامهریزی و تبلیغات ستاد 88 غفوریآذر بابک، روزنامهنگار غیبی رضا، خبرنگار فتحی سمیه، خبرنگار فتحی مجتبی، خبرنگار فتوحی امیرحسین، عضو کمیته دانشجویی دفاع از حقوق زندانیان سیاسی فتورهچی نادر، روزنامهنگار فخرایی پویان، فعال سیاسی فرجاد فرهاد، روزنامهنگار فرهادیان سروش، روزنامهنگار و فعال سابق دانشجویی فرهنگی شهرام، روزنامهنگار فیاضی بهرام، فعال دانشجویی و سیاسی فیروزی علیرضا، فعال حقوق بشر فیروزیراد امیر، روزنامهنگار قاسمی فرزاد، فعال سیاسی و دانشجویی قاسمی میثم، روزنامهنگار قاسمیکرمانشاهی کاوه، فعال حقوق بشر در کرمانشاه قاسمینژاد سعید، فعال سیاسی و دانشجویی قاضیان حسین، جامعهشناس و روزنامهنگار قربانی فرهاد، روزنامهنگار قربانپور فرشاد، روزنامهنگار قلعی محسن، روزنامهنگار قلیپور علی، روزنامهنگار قهقائی آرمین، فعال اجتماعی کاظمیان کاوه، دندانپزشک و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشکدهی دندانپزشکی بهشتی کحالزاده هادی، فعال سیاسی و عضو سابق دفتر تحکیم وحدت کریمی روزبه، روزنامهنگار کشفی علی، فعال اجتماعی کلائی علی، فعال حقوق بشر کلانکی سعید، فعال حقوق بشر کلهری زهرا، خبرنگار کمالی فرناز، فعال دانشجویی در دانشگاه رودهن و فعال حقوق زنان کریمی امید، روزنامهنگار گرمستانی یاشار، فعال جنبش زنان گودرزی کوهیار، روزنامهنگار و دبیر کمیته دانشجویی دفاع از حقوق زندانیان سیاسی لقمانی معصومه، فعال جنبش زنان مازندرانی احسان، روزنامهنگار مافی حمید، روزنامهنگار مجد مریم، عکاس مجردی زهرا، عضو شورای مرکزی جبههی مشارکت محبی اعظم، خبرنگار محبی نوید، فعال حقوق زنان محسنی مهدی، روزنامهنگار و فعال سیاسی محمدخانیغیاثوند سوسن، خبرنگار آزاد محمدی داوود، روزنامهنگار محمدی فرشید، برادر امیرمحسن محمدی، زندانی سیاسی محمودیان مهدی، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر مدرسگرجی ژینا، فعال حقوق زنان در کردستان مرادی سمیرا، روزنامهنگار مزروعی حنیف، روزنامهنگار مزروعی رجبعلی، فعال سیاسی،روزنامهنگار و رییس انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران مظاهری ریحانه، روزنامهنگار مظاهری مهدی، فعال اجتماعی معتمدیمهر حمید، فعال سیاسی مفیدی بدرالسادات ، روزنامهنگار و دبیرانجمن صنفی روزنامهنگاران ایران مقدم رضوان، فعال حقوق زنان مقدم مهدی، فعال سیاسی ملک مریم، عضو کمپین یک میلیون امضا ملکمحمدی لیلا، روزنامهنگار ملکپور کامران، روزنامهنگار ملیحی علی، روزنامهنگار و فعال سیاسی منتظری آرمین، روزنامهنگار منصوری حسام، فعال سیاسی موسوی سمانه، فعال حقوق بشر موسوی علیرضا، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت موسوی ملیحهسادات، خبرنگار موسوی نسرین، خبرنگار موسوینسب اتابک، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت مولایی کامران، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت مومنی مینو، روزنامهنگار مهاجر آذر، خبرنگار مهرابی احسان، روزنامهنگار مهرانی بهزاد، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر مهرجو بهراد، خبرنگار میردامادی مهدی، فرزند محسن میردامادی زندانی سیاسی میرزایی احمد، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت میرزایی شهاب، روزنامهنگار میرزایی مریم، روزنامهنگار میرفتاحی فاطمهالسادات، روزنامهنگار مینایی علی، فعال سیاسی نجدی یوحنا، فعال سیاسی نجفی مجتبی، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت نخعی امیرعباس، روزنامهنگار نعیمی سعید، فعال سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت نوجو شیوا، فعال حقوق زنان نوربخش شاهین، روزنامهنگار نوروزیان مهدی، روزنامهنگار وباب نینا، فعال حقوق زنان وحیدمنش پروانه، فعال حقوق بشر ویسمه اعظم، خبرنگار ویسی منظر، خبرنگار همتی زینب، خبرنگار یاری بیتا، فعال اجتماعی یعقوبی محسن، روزنامهنگار یوسفی مسعود، روزنامهنگار اسامی حامیان این نامه در خارج از کشور: آذربادگان محمدامین، دانشجوی کالج پادشاهی لندن(انگلستان) اسدی هوشنگ، روزنامهنگار و فعال سیاسی(فرانسه) اسکندری محمدرضا، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر(هلند) امیری نوشابه، روزنامهنگار (فرانسه) باستانی حسین، روزنامهنگار(فرانسه) بهنود مسعود، روزنامهنگار (انگلستان) ثروتی مژگان، فعال حقوق زنان و حقوق بشر(آلمان) حافظی آرش، فعال حقوق زنان(آلمان) حسینپور فروغ، روزنامهنگار(آلمان) حسینینژاد لیدا، روزنامهنگار(هلند) حقیقتجو فاطمه، فعال سیاسی و نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی (آمریکا) خرمی حسین، عضو شورای شهر اسن(آلمان) خرمی طاهره، جامعهشناس و فعال حقوق بشر(هلند) داوودیمهاجر فریبا، روزنامهنگار(آمریکا) رفیعزاده شهرام، شاعر و روزنامهنگار(کانادا) رفیعی بهرام، روزنامهنگار(کانادا) شریف سولماز، روزنامهنگار(آمریکا) طاهری اردوان، آهنگساز و روزنامهنگار(اتریش) عطری اکبر، فعال دانشجویی و حقوق بشر(آمریکا) علینژاد مسیح، روزنامهنگار(آمریکا) فاضل منوچهر، فعال اجتماعی (آلمان) فامیلی شیرین، روزنامهنگار (آلمان) فرهی فریده، استاد علوم سیاسی دانشگاه ایالتی هاوایی(آمریکا) قاضی فرشته، روزنامهنگار (آمریکا) قجر آیدا، فعال اجتماعی (لبنان) ماهباز عفت، نویسنده و فعال اجتماعی (انگلستان) موسویخوئینی علیاکبر، فعال سیاسی و نمایندهی پیشین مجلس شورای اسلامی (آمریکا) میرابراهیمی روزبه، روزنامهنگار(آمریکا) نائبهاشم حسن، فعال سیاسی(اتریش) نوروز پریوش، فعال حقوق مدنی(آلمان) نوروزی احسان، مترجم(آلمان) کار مهرانگیز، حقوقدان، فعال حقوق زنان و روزنامهنگار(آمریکا) کاظمی نازنین، روزنامهنگار (انگلستان) هنروران فرهاد، روزنامهنگار(استرالیا)